احمد مجد الاسلام كرمانى
43
سفرنامه كلات ( فارسى )
بلى ، بعضى را ديشب گرفته و بردهايم و بعضى را هم امشب و فرداشب خواهيم گرفت . سؤال كردم آنها كه ديشب گرفتهايد چه قسم اشخاصى هستند ؟ جواب داد من فقط يك نفر را ديدم كه نايب على اكبر خان مأمورش بوده و سه چهار ساعت از شب گذشته او را آورد و فورا تسليم سوارهاى كشيكخانه نموديم ، و او را بردند ولى غير از او هم هستند كه امروز و امشب بشما ملحق خواهند شد . سؤال كردم هيچ ميدانى چه اشخاصى بايد بما ملحق شوند ؟ گفت شيخ الرئيس « 1 » و شيخ زين الدين « 2 »
--> ( 1 ) ابو الحسن ميرزا شيخ الرئيس قاجار در سال 1264 ه ق متولد و در سه سالگى مبتلا به آبله شد و يك چشمش نابينا گرديد در پنج سالگى به مرض و با دچار شد و پس از بيمارى ، نابينائى او نيز خوب شد . در سال 1278 حسام السلطنه پدر ابو الحسن ميرزا چشم از جهان فرو بست در دم آخر بفرزندش سفارش كرد « ملاشو » شيخ الرئيس مدتى در تهران و زمانى در خراسان به تحصيل اشتغال داشت تا در سال 1289 از خراسان عازم عتبات شد و مدتى در كربلا و سامره نجف متوقف بود در سال 1292 آهنگ سفر حج كرد و در سال 1294 با دريافت اجازه اجتهاد بايران برگشت در سال 1296 كه در خراسان متوطن بود به علت اختلاف با محمد تقى ميرزا ركن الدوله حكمران خراسان و سيستان به كلات نادرى تبعيد گرديد و پس از سه ماه آزاد شد . در سال 1301 ميرزا عبد الوهاب آصف الدوله شيرازى به سمت والى خراسان تعيين شد و بين شيخ الرئيس و آصف الدوله بر سر غرور بىجا و هتاكىهاى آصف الدوله تضادهائى رخ داد . شيخ الرئيس چكامهاى سرود و به خدمت ناصر الدين شاه فرستاد و چون جواب ناصر الدين شاه موافق با او نبود بعزم قوچان مشهد را ترك نمود . شيخ الرئيس مسافرتهائى بتركيه و هندوستان و بيت المقدس كرد و سپس بتهران آمد و با مشروطه خواهان همكارى و همگامى نمود و هر صبح جمعه در منزل خود بر سر منبر رفته سخنرانى شديد اللحنى ايراد مينمود ولى هربار كه محمد عليشاه در صدد آزار وى برميآمد سفارت عثمانى از او پشتيبانى ميكرد تا پس از بمباران مجلس شيخ الرئيس نيز گرفتار و خانهاش خراب ، خودش را نيز بزنجير كشيده و زندانى كردند ، ولى پس از يكهفته آزاد گرديد تا بالاخره در فروردين 1299 در سن 74 سالگى چشم از جهان فرو بست . ( 2 ) شيخ زين الدين مردى فوق العاده باهوش و زيرك و ناطق زبردستى بود . صفحه 114 جلد دوم تاريخ انقلاب مشروطيت تأليف ملكزاده